نوشته شده توسط:صابر شادمانی
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردنک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
به مادرم که در اینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیم
با گیسویم : ادامه بوهای زیر خک
با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم می آیم می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد
ـ فروغ فرخزاد ـ
http://www.avayeazad.com/foroogh_farokhzad/sound/tavalod33.wma
خواب دیدم خواب اینکه مرده ام چهارشنبه 11 دی 1387
زمین ایمان آورد و جهان سبز شد سه شنبه 3 دی 1387
باران یکشنبه 24 آذر 1387
دلم كه می شود شنبه 16 آذر 1387
شعر بی دروغ چهارشنبه 13 آذر 1387
برای امید دورم.... شنبه 9 آذر 1387
سیب چهارشنبه 6 آذر 1387
تقدیم به ریحانه عزیزم یکشنبه 3 آذر 1387
زندگی پنجشنبه 30 آبان 1387
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد سه شنبه 21 آبان 1387
از طرف مریم عزیز دوشنبه 13 آبان 1387
باور كنید كه استحقاق بهترینها را دارید یکشنبه 5 آبان 1387
روزی که به دنیا می آییم؟ یکشنبه 28 مهر 1387
درخت كوچك ، تنها به باد عاشق بود چهارشنبه 10 مهر 1387
لیست آخرین پستها


